تبليغاتX

.::لبیک یا اباصالح المهدی::. -
سلامي به گرمي نگاه او........

چه گويم كه تنهايي را تو بودن از دفتر گذشته ها پاك مي كنم

در درياي شلوغ غم هايم موج آمدنت تلاطمي به پا كرده

هيچ مي داني كه به خاطر تو من با خودم چه كرده ام

خدا مي داند ..........

به خدا بدان كه به اندازه وجود نا چيزم طاقت دوريت را ندارم

بدان كه اين جمعه دلم شكست چرا كه رخصت پروازي شدن را ندادي به من؟؟؟؟چرا؟؟؟

مي دانم كه درياي گناه بر من طغيان كرد

منو ببخش كه پشيمانم

دوستم بدار ..........

مي دونم كه مرا مي بخشي چون بزرگي

باز منتظرت مي مانم تا عجل ........رخ زيبايت را به اين گدايت بنما

...................................اللهم اجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:46  توسط منتظر باران   |