|
بسم رب المحمد(ص) حضرت امام باقر (ع) در مورد آيه (( فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون.... اگر نمي دانيد از اهل ذكر بپرسيد))، فرمودند: (( ذكر)) رسول خدا(ص) است . ما امامان ((اهل ذكر )) هستيم ،ودر مورد كلام الهي كه مي فرمايد (( و انه لذكر لك و لقومك و سوف تسالون....و آن ذكري براي تو و قوم توست و از شما سوال خواهد شد)) فرمود: ما قوم او هستيم و از ما سوال مي شود. حضرت امام رضا (ع) نيز در تبيين فضايل عترت طاهرين(ع) فرمودند: ذكر :رسول خدا(ص) است و مااهل او هستيم ،و اين موضوع در كتاب الهي روشن است آنجا كه مي فرمايد)): الذين آمنوا قد انزل ا... اليكم ذكرا ، رسولا يتلو عليكم آيات ا.... مبينات .....آنانكه ايمان آوردند همانا خدا براي شما ذكري نازل فرموده است ، رسولي كه بر شما آيات روشن الهي را تلاوت مي كند.)) و ابوالرافع مي گويد: رسول خدا (ص) فرمودند وقتي فرزند خود را(( محمد)) نام نهاديد ديگر اورا به زشتي ياد مكنيد ، و او را مرانيد و رد نكنيد و او را نزنيد ، خانه اي كه در آن نام ((محمد)) باشد و ياران و همنشيناني كه در آنان نام ((محمد)) باشد از بركت و ميمنت برخوردار است. منتخب الهي رسول خدا (ص) فرمودند :خداوند از فرزندان ابراهيم،اسماعيل را برگزيد ،و از نسل اسماعيل ،((كنانه)) را، و از بني كنانه ((قريش))را،وازقريش((بني هاشم)) را،و از ((بني هاشم )) مرا انتخاب فرمود. و نيز فرمودند :....خداي متعال پيوسته مرا از اصلاب پاك و طيب به ارحام پاك و طيب به ارحام پاك و مطهر منتقل فرمود ، هدايت گر و هدايت يافته ، تا آنجا كه به نبوت و پيامبري پيمان مرا و به اسلام ميثاق مرا اخذ نمود ، و همه چيز از وصف و چگونگي مرا مبين و مشخص ساخت، و ذكر مرا در تورات و انجيل ثبت كرد، ومرا به آسمان خويش بالا برد ، و برايم اسمي از اسماء خود مشتق نمود ، امت من حمد كنندگانند ،و خداي صاحب عرش محمود است و من محمدم. اميرمومنان علي (ع) فرمودند: رسول خدا(ص) فرمود:روز رستاخيز من سرور بني آدمم و وفخر نمي كنم، و نخستين فردم كه زمين بر او شكافته مي شودو زنده بر مي خيزد و فخر نمي كنم ،و نخستين شفاعت كننده ام و نخستين فردي كه شفاعتش پذيرفته مي شود. حضرت امام صادق (ع) به ((صفوان جمال )) فرمودند : اي صفوان ، آيا مي داني خداوند چند پيامبر برانگيخته است؟ عرض كرد: نمي دانم. فرمود : خدا يكصد و چهل و چهار هزار پيامبر بر انگيخت و به همين تعداد چ وصي و جانشين براي آنان و همه آنان مبعوث و مامور به راستگوئي و اداي امانت و زهد در دنيا بودند و خداوند پيامبري برتر از محمد (ص) و وصي و جانشيني برتر از وصي او امير المومنين نفرستاده است. امام موسي بن جعفر (ع) فرمودند : خداي متعال مخلوقي برتر از محمد(ص) نيافريده است، و پس از محمد مخلوقي برتر از علي (ع) نيافريده است. امام رضا (ع) فرمودند : رسول خدا(ص) فرمود: من سرور آدميانم و فخر نمي كنم. امام موسي بن جعفر(ع) فرمودند: رسول خدا(ص) فرمود:من سيدو سرور همه آفريدگان خدايم.و من از جبرئيل و اسرافيل ،و فرشتگان حامل عرش و همه فرشتگان مقرب و پيامبران مرسل الهي برترم، و من صاحب شفاعت و صاحب حوض شريفم ، و من و ((علي)) دو پدر اين امتيم ،هر كس مارا بشناسد خدا را مي شناسد و هر كس ما را انكار كند خدا را انكاركرده است و دو سبط پيامبر در اين امت و دو سرورجوانان اهل بهشت ((حسن))و ((حسين)) از ((علي)) به وجود مي آيد و از فرزندان حسين نه امام خواهد بود كه اطاعت آنان اطاعت من و نافرماني آنان نافرماني من است ونهمين آنان قائم و مهدي ايشان است. حضرت امام صادق (ع) در مورد نماز پيامبر (ص) فرمودند: پيامبر وقت خواب آب وضو را در ظرفي سر پوشيده بالاي سر خود مي گذاشت و مسواك را نيز زير بستر خود مي نهاد آنگاه تا وقتي خدا مي خواست مي خوابيد و چون بيدار مي شد مي نشست و به آسمان نگاه مي كرد و آيات سوره آل عمران را تلاوت مي كرد(آيه 90_94) .آنگاه مسواك مي زد و وضو مي گرفت و به جايگاه نماز خود مي رفت و چهار ركعت نماز مي خواند و ركوع را به قدر قرائت و سجود را را نيز به قدر ركوع انجام مي داد ،ركوع را آنقدر طول مي داد كه مي گفتند كي سر از سجده بر مي دارد؟ آنگاه به بستر خود باز مي گشت و باز تا وقتي خدا مي خواست مي خوابيد سپس بيدار مي شد و مي نشست و آيات سوره آل عمران را تلاوت مي كرد و به اطراف آسمان نظر مي انداخت ، آنگاه مسواك مي زد و وضو مي گرفت و در جايگاه نمازو عبادت مي ايستاد و چهار ركعت نماز مثل دفعه قبل مي خواند ، و باز به بستر خود بر مي گشت و تا وقتي خدا مي خواست مي خوابيد. سپس بار ديگر بيدار مي شدو آيات سوره آل عمران را مي خواند و به اطراف آسمان نگاه مي كرد و مسواك مي زد و وضو مي گرفت و در جايگاه نماز مي ايستاد و سه ركعت شفع و وتر را مي خواند و دو ركعت نافله صبح را نيز مي خواند آنگاه از خانه براي نماز صبح بيرون مي آمد و به مسجد مي رفت. امام حسين (ع) فرمودند: رسول خدا (ص) در هنگام نيايش و دعا دستهاي خود را همچون مستمندي كه غذا مي طلبد بالا مي آورد. امام صادق(ع) فرمودند: رسول خدا (ص) پيش از برخاستن از هر مجلسي هر چند كوتاه هم بود ، بيست و پنج مرتبه استغفار و از خداي متعال طلب آمرزش مي كرد. و فرمودند: پيامبر (ص) هر روز هفتاد مرتبه (( استغفرا...)) و هفتاد مرتبه (( اتوب الي ا....)) مي فرمود.( هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش و هفتاد مرتبه به سوي خدا توبه مي كرد.) و فرمودند: رسول خدا (ص)هر روز سيصدو شصت بار به عدد عروق بدن ،حمد خدا مي گفت،مي فرمود : ((الحمد... رب العالمين كثيرا علي كل حال)) امام باقر (ع) فرمودند: رسول خدا(ص)شبي در نوبت عايشه نزد او بودند ، عايشه گفت: اي رسول خدا ، چرا خود را در عبادت رنج و مشقت مي دهي در حالي كه خداوند گناه گذشته و آينده ترا آمرزيده است؟ پيامبر (ص) فرمودند: اي عايشه ، آيا بنده اي سپاسگذار نباشم؟ و فرمود: پيامبر (ص) بر سر انگشتان پا به عبادت مي ايستاد ، و خداي سبحان اين آيه را نازل فرمود(( طه ماانزلنا عليك القرآن لتشقي )) (اي پيامبر مطهر ،ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت و مشقت بيفتي) رسول خدا(ص) ماه شعبان و ماه رمضان و سه روزازهرماه : پنج شنبه اول و چهارشنبه وسط و پنج شنبه آخر ماه را روزه مي داشت. امام صادق(ع) فرموده اند: رسول خدا(ص)دهه آخر رمضان را در مسجد معتكف مي شد. و فرموده اند: پيامبر (ص) چون دهه آخر رمضان فرا مي رسيد كمر مي بست و از بانوان دوري مي جست و شبها را احيا مي كرد و همه وقت خود را براي عبادت فارغ مي ساخت . رسول خدا(ص) فرمودند: رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است، كسي كه يك روز از ماه رجب را روزه بدارد مستوجب خشنودي بزرگ خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي دوزخ بر او بسته مي شود . و امام صادق (ع) فرمودند : رسول خدا(ص) چون هلال ماه شعبان را مي ديد فردي را مامور مي كرد كه از جانب او درمدينه ندا دهد : اي مردم من فرستاده رسول خدا به سوي شمايم، مي فرمايدآگاه باشيد كه ماه شعبان ماه من است ، خدا رحمت كند كسي را كه مرا بر ماه من ياري كند يعني آن را روزه بدارد ، و امير مومنان مي فرمود : از وقتي نداي منادي پيامبر (ص) را شنيدم روزه شعبان را از دست نداده ام و تا زنده هستم نيز از دست نخواهم داد . امام صادق(ع) فرمودند: رسول خدا (ص) روزه را با حلوا و شيريني افطار مي كرد و اگر نبود با قدري شكريا چند دانه خرما، و و اگر هيچ يك از اينها ممكن نبود با آب خالص افطار مي كرد. پيامبر (ص) وقت افطارمي گفت: (( اللهم لك صمنا و علي رزقك افطرنا ، فتقبله از ما بپذيرو قبول فرما). ودر پي آن مي فرمود:تشنگي به سر آمد و رگ و پي آب گرفت، و اجر و پاداش آن باقي است. و نيز فرمودند:دعاي روزه دار وقت افطار مستجاب است. اميرمومنان علي(ع) فرمودند: رسول خدا(ص) وقتي نزد ديگران افطار مي كردو غذا مي خورد مي فرمود: روزه داران نزد شما افطار كردند، و نيكان از طعام شما خوردند و فرشتگان نيكوكار بر شما دردود فرستادند درباره فروتني پيامبر (ص) انس گفته است: زني به خدمت پيامبر (ص) آمدو گفت باشما كاري دارم فرمود : در هر راه و گذر مدينه كه مايلي بنشين من هم آنجا مي نشينمو به كارت رسيدگي مي كنم و او گفته است كه : رسول خدا(ص) به عيادت بيماران و تشييع جنازه ها مي رفت، و بر الاغ سوار مي شد ،و دعوت بردگان را مي پذيرفت و روز نبرد با بني قريظه بر الاغي كه مهار و پالاني از جنس الياف خرما داشت سوار بود. امام حسين(ع) فرموده از پدرم در مورد رسول خدا (ص) در داخل خانه سوال كردم فرمودند: وقتي به خانه اش مي رفت اوقاتش را به سه قسمت مي كرد يك قسمت براي خدا و يك قسمت براي خانوادهاش و يك قسمت براي خودش آنگاه قسمت خودش را نيز خود و مردم تقسيم كرد و آن را براي بستگان و بزرگان صحابه قرار مي داد . مي فرمودند كه گفته هايش را حاضران به غائبان ابلاغ كنند و مي فرمود حاجت كسي را كه خود نمي تواند عرض حاجت كند به من برسانيد كه هركس حاجت ناتواني را به زمامداري برساند خداوند گامهايش را روز قيامت ثابت و استوارمي دارد . از ايشان در مورد رفتار پيامبر (ص) در بيرون ازخانه ودراجتماع پرسيدم؟ فرمود: رسول خدا(ص) زبان را از سخنان زائد و بي فائده نگاه مي داشت و به مردم الفت مي بخشيد و آنان را گريزان نمي ساخت و بزرگ هر قومي را احترام مي كرد و به حكومت و رياست مي رسانيد و از مردم پرهيز و احتياط مي كرد بدون آنكه خوشروئي و خوش اخلاقي خود را از آنان باز دارد و از اصحاب خود جويا مي شد و ملاطفت مي نمود و از مردم در مورد اموري كه در جامعه مي گذرد سوال مي نمود نيكي را تحسين و تقويت مي فرمود و بدي را نكوهش و تضعيف مي كرد رفتاري معتدل و هماهنگ و يك رنگ داشت هيچ غفلت نمي ورزيد مبادا ديگران به غفلت و انحراف دچار شوند براي هر وضعيتي كه پيش آيد تهيه وآمادگي داشت از حق كوتاهي و تجاوز نمي كرد نيكان مردم به او نزديك بودند و برترين آنان نزد او كسي بود كه براي مردم خير خواهتر باشد و مقام كسي پيش او بزرگتر بود كه در ياري و همكاري ديگران بهتر باشد. مردم نزد او در حق مساوي بودند ، مجلس او مجلس بردباري و شرم و شكيبائي بود در مجلس او صداها بلند نمي شد واز كسي عيب جوئي نمي كردند واز لغزشهاي برخي افراد مجلس در جاي ديگر بازگو نمي گرديد. باهم به سازگاري و انعطاف رفتار مي كردند بلكه نسبت به هم فروتني مي ورزيدند بزرگتر را احترام مي كردند و بر كوچكتر مهرباني مي نمودند و نيازمند را بر خود مقدم مي داشتند و غريب را مراعات مي نمودند. بر گرفته از كتاب سيماي آفتاب نوشته ابوالفضل موسوي گرمارودي
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 18:30  توسط منتظر باران
|
|
|