تبليغاتX

.::لبیک یا اباصالح المهدی::. - قرآن... منادای توحید

به نام خداوندي كه همه چيز به حكمت اووابسته است

میلاد رسول اکرم (ص)

 

به نظر همه بزرگان و صاحب نظران دين قرآن تنها راه بشارت دهنده بشر است و تنها راهي است كه مي تواند تمام انحرافات ومشكلات روحي و جسمي و به خصوص مشكلات اعتقادي  را در تمام جهان حل كند

 

مي دانيم كه قرآن وحي آسماني است كه به رسول اكرم (ص)  نازل شده و حضرت محمد (ص) ان چنان روح والايي  داشتند كه فقط خدا اين لياقت را به ايشان دادند .

حضرت محمد(ص) مي فرمايند:

و هوالد ليل يد ل علي خير سبيل .

قرآن دليل وراهنمايي است كه ما را به بهترين راه دلالت و هدايت مي كند.

 

كتابي كه درمان همه دردها و پناه بي پناهان و روشني بخش د لهاست.  شفاعت كننده اي پذيرش شده و خبر دهي تصديق شده است. كسي كه آنرا پيش روقرار دهد به سوي بهشتش مي كشاند و آن كس كه آنرا پشت سر اندازد به سوي آتشش مي برد.

 

راهنمايي است به سوي بهترين راه ............فصل ميان حق و باطل است و هزل نيست. ريشه هاي آن در اعماق حقيقت فرو رفته و آن ريشه ها را نيز ريشه هاي ديگري است . بدايع آن به شمارنبايد و حقايق نوين آن هرگز كهنه نشود، در آن چراغهاي هدايت و انوار حكمت و دليل معرفت است.راهنمايي است در برابر گمراهي،وچراغ روشني در مقابل بيراهه ها است . وسيله بازگشت از هر لغزش،و نوري است در تاريكي . نگهدار هر هلاكت ،و رهيابي از هر گمشدگي وحيرت زدگي است. بياني در مورد هر فتنه ووسيله رسيدن از دنيا به سعادت آخرت است.

 

كتابي كه تفكر درآن بهار د لها و بهبود دهنده درون سينه هاست . تلاوت آن، تلاوت گواراترين و شيرين ترين داستانها ست. قران كتاب علمي و ديني و اجتماعي و اخلاقي و تاريخي است .

 

ودر طول تاريخ تنها كتابي است بدون تحريف و جايگزيني  به قوه الهي با قي مانده است. مقررات و احكام ان با اصول قوانين ومقررات دنياي امروز تطبيق مي كند و براي هميشه قابل پيروي و عمل است. هر كس بخواهدد يني را اختيار كند كه سير ان با تمد ن بشر پيشرفت داشته باشد،بايد دين اسلام را اختيار كند و اگر بخواهد كه معني دين را بيابد ، بايد به قرآن مراجعه كند.

 

به راستي كه حتي در دورترين سواحل اين درياي مواج و اقيانوس با عظمت قرار گرفتن بسي دشوار است و نيازمند عمق و بينش فراوان ، ولي به ياري پروردگاري كه چنين كتاب بلند پايه اي را فرو فرستاد، هر چند كه آب اين درياي پر عظمت را نتوان كشيد ، اما به اندازه  تشنگي و نياز مي توان چشيد

 

قران معنا بخش زندگي عالم بشريت و دركل همه موجودات مخلوق خداوند است .

وقتي كه مي خواهيم ازعالم عرفان ، ماوراء ماديات، عالم خدايي ، عالم بهشت و جهنم ، عالم وحي خدايي، عالم فرشتگان ، عالم مجردات ، عالم وحي اسماني و.............دركل از قرآن  سخن بگوييم نمي توانيم لب بگشاييم چون زبان ما نه من نوعي بسيار قاصر است آنقدر عظمتشان والا است كه هيچ زباني نمي تواند كليت را بيان كند بلكه افرادي كه ساليان دراز به علم و معرفت رسيده اند مي توانند فقط

مي توانند گوشه و جزئي از اين مسائل را براي ما بازگو كنند آن هم يك شرطي دارد و آن اين است كه خدا بايد رخصت و لياقت را به ان شخص بده  تا ان شخص قدم در اين وادي پرمعنا  و رو حاني قدم بگذارد و خدا اين مقام و منزلت را به هر كسي نميدهد.

 

نامهاي قرآن:

 

با توجه به سنوات تاريخي بدست امده نشانگر اين است كه براي اين كلام الهي  نامهاي فراواني نهادند كه نخستين نامي كه گذاشتند (مُصحَف) بود .

 

سيوطي از تاريخ مظفري و كتاب المصاحف ابن اشته نقل مي كند كه پس از

رسول در گذشت رسول خدا (ص) ،عده اي پيشنهاد كردند كه  نامي بر قرآن بنهند . بعضي گفتند كه نام آن را به اسم انجيل بناميد  كه مورد پسند قرار نگرفت . عده اي هم پيشنهاد كردند كه نام ان (سِفر)مانند سِفرهاي پنجگانه تورات باشد كه آن هم مورد قبول واقع نشد ،سر انجام عبدالله بن مسعود صحابي رسول خدا (ص) گفت :در مهاجرتي كه به حبشه كرديم كتابي ديدم كه آن را مصحف مي خواندند .

 

اين  نام پذيرفته و بر قرآن مجيد اطلاق شد. ولي آنطور كه به نظر مي رسد نخستين نام آسماني اين كتاب مقدس همان قرآن مي باشد و مصحف،نخستين نامي است كه مسلمانان بر مجموعه نوشته شده قرآن نهادند.

البته مصحف  براي عرب پيش از اسلام نا شناخته نبود و حتي  در اشعار زمان  جاهليت،اسفارنصارا،مُصاحَف ،ناميده شده و كلمه صحيفه نيز در بيتي منسوب به لقيط ايادي  از شعراي زمان انو شيروان به جا مانده است.

واژه قرآن به تنهايي بيش از نامهاي  كلام الله مجيد شهرت يافته و در خود قرآن 58  بار از آن ياد شده است كه عبارتند از آيات:

 

شَهرُ رَ مضانَ الذي اُنزلَ فيهِ القرآنُ.

اَفلا يَتدَبَروُنَ  القرآنَ.

َواِذا ُقِرءَ القرآنُ فَاستمِعُوا لهُ  وَ اَ نصتوا.

 

آيات 101 مائده،19 انعام،111 توبه،15-37-61 يوسف،1-87 -91حجر،98نحل،9-41-45-46-60-78-82-88-89اسراء، 2-114طه،

54 كهف،30-32 فرقان،1-76-92 نمل،58 قصص،58 روم، 31 سبا،2-69 يس،1ص،27زمر،26فصلت،31 زخرف، 24 محمد،1-45ق،17-22-32-40 قمر،2 الرحمن،77 واقعه ،21حشر، 4-20 مزمل، 23 الا نسان،21انشقاق ،21 بروج، و........

 

اسامي ديگر قرآن:

 

1-فرقان(فرق دهنده ميان حق و باطل،راست ودروغ):اين كلمه در 7 مورد از قران كريم ذكر شده است .

 

((تبارَك الذي نَزلَ الفَُرقانَ عَلي عَبِِدِهِ ِليَكُونَ لِلعالَمينَ نَذيراً.))

 

خجسته باد انكه فرستاد  فرقان را بر بنده خويش تاباشد براي جهانيان تر ساننده.

 

2-ذكر(ياداوري): اين لفظ در 20 مورد از قرآن مجيد به عنوان نام قران امده است.

((وَ اِنَهُ  لَذِكرٌ لَكَ وَ لِقَومِكَ.)) و هر آينه آن يادآوري اي است براي تو و قومت (يعني براي تو و قوم تو شرف  مي باشد)

 

اِنا نَحنُ نَزَ لنَا الذِكرَ وَ اِنا لَه لَحافِظُونَ.

 

3- تنزيل (فروفرستادن وحي):

(( وَ اِنَهُ لَتَنزيلُ رَ ب العا لَمينَ .))

 

4-الكتاب (نوشته اي كامل):

اين كلمه در 118 مورد از قرآن كريم به عنوان اسم قرآن ذكر شده است. از ان جمله آيه ذيل:

 

ذلِكَ الكِتابُ لا رَ يبَ فيهِ،هُديً لِلمُتقينَ.

 

در ميان همه اسامي  كلام الله مجيد ، قرآن و كتاب مشهورتر است.

 

جمع آوري قرآن:

 

برخي فكر مي كنند كه جمع آوري قرآن ابتدا در زمان خلافت ابوبكر  و سپس در زمان عثمان صورت گرفت و پيش از آن قرآن در يكجا جمع آوري نشده بود ،بلكه به شكل پراكنده در سينه ها و به صورت نوشته هاي متفرق ، روي چوبهاي نخله خرما ، قطعات سنگ ،پارچه حرير ، پوست گوسفند واستخوان شتر و گاهي  هم روي كاغذ وجود داشت.

 

حال آنكه از ابتداي ظهور اسلام ، جمع آوري قرآن در سه مر حله مختلف انجام گرفته.

مرحله نخستين و عمده آن در زمان شخص پيامبر اكرم(ص) بوده است.

 

در زمان  پيامبر (ص) محلي مورد اعتماد و مستحكم براي نگهداري قرآن موجود نبود از اين رو حافظه نيرومند  مردم  محل خوبي براي بايگاني قرآن به شمار مي رفت.( با توجه به اين كه مردم عرب حافظه بسيار قوي داشتند) ودر جامعه اسلامي براي حافظان قرآني ارزش والايي قائل مي شدند  مثلاً در ميدان جنگ  ودر گروه شهدا كسي كه بيشتر از ديگران تبحر در قرآن داشت  و بيشتر آيات قرآني را در لوح سينه خود سپرده بود . مقدم بر  سايرين دفن مي شد نيز كسي كه ميان جمعيت مي توانست  قرآن  را بدان گونه كه بر پيامبر (ص) وحي شده بود بدون كم و كاست تلاوت كند، شايستگي امامت نماز جماعت را داشت.يا مو قع تقسيم غنايم جنگي پس از تقسيم عادلانه غنايم مازاد غنايم را به كساني مي دادند كه بيشتر ديگران قرآن حفظ داشتند .

 

تعداد حافظان قرآن بسيار زياد بوده و برخي روايات گواه اين مطلبه كه تعداد بيشماري از حافظان قران در جنگها به شهادت رسيده اند.

 

افراد در عهد رسول خدا(ص) قرآن را به حافظه نيرومندشان مي سپردند

بعدها پيامبر (ص) افرادي را كه  بعدها به عنوان  نويسندگان وحي شهرت يافتند انتخاب فرمود تا  آيات قرآني را كه به تدريج نازل مي شد در الواح و استخوان شانه شترونخله خرما و نظاير آن نوشته و ضبط كنند.

علامه طباطبايي مي نويسد:

‹‹ و چون بيشتر ياران پيغمبر (ص) و صحابه  كه از مكه به مدينه  مهاجرت كرده بودند،به خواندن و نوشتن آشنايي نداشتند،به دستور  پيغمبر اكرم (ص) از اسيران براي ياد گرفتن خط ، كه آن زمان بسيار ساده وآسان بود. استفاده مي شد و بدين تر تيب گروهي  با سواد  به وجود  آمد . از اين جماعت كساني كه به قرائت  قرآن و حفظ و ضبط سوره  ها وآيات آن  مشغول بودند قُراء نا ميده مي شدند و آنچه از قران مجيد نازل مي شد ، در الواح و استخوان شتر ونظاير آنها نوشته و ضبط مي شد.››

 

قرآن در واقع در عصر پيامبر (ص) جمع آوري شده و پيامبر (ص)  نمايندگاني به نقاط مختلف در تمام جهان مي فرستاد تا قرآن در تمام ممالك اسلامي تعليم و گسترش يابد ونسخهايي از قرآن را به آن منطقه مي دادند.

 

ابن نديم گرد آورندگان قرآن  را در زمان  حيات رسول اكرم(ص)  به اين ترتيب آورده است:علي بن ابي طالب (ع) ، سعدبن عبيد ، ابوالدرداء

معاذبن جبل ، ابوزيد واُبي بن كعب .

 

در اوايل بعثت  در تمام مكه فقط 17 نفر خواندن و نوشتن مي دانستند ولي با سعي  فراوان پيامبر 43 نفر ، تنها به عنوان كاتب وحي،قرآن را مي نوشتند:

مثل :علي ابن ابي طالب(ع)، زيد بن ثابت ، سعيد بن عاص ، خالد بن سعيد، ابي بن كعب، حاطب بن عمرو،ثابت بن قيس ، زبير بن عوام، طلحه بن عبدالله ،عبدالله بن رواحه ، عبدالله بن ارقم ، عبدالله بن سعيد ، حذيقه بن يمان ، عبدالله بن زيد و محمد بن مسلمه الا نصاري.

  

دوست دارم همه مون آنقدر با قرآن انس بگيريم  كه قرآن جاي تمام رفيق و دوستامون را بگيره  رُك و روراست بگم قران بشه هم دل و هم زبانمون

ديگه رازهامون را به  غريبه ها نگيم و با خدا باشيم وبا خدا بمانيم وبا خدا زندگي كنيم و با خدا بميريم  در كل زندگي مون رنگ خدايي به خودش بگيره.

 

 خدايا خودت يه گوشه چشمي به ما كن ما داريم به كدامين سو مي رويم آيا راه ما درسته يا غلطه  قدرت تشخيص به ما بده   ما به كمك مفرط نياز داريم.

 

راستيتش خودم را هم مي گم دلم مي خواد تو اين وبلاگ فقط از قرآن و ائمه بگم  هر كسي كه مايل به همكاري و ايده هاي بهتر از منه بفرما دست علي يارش و خدا پشت و پناهش.

 

به هر حال دلم مي خواد  از ته دلم فريا بزنم بگم خدايا تو را به حق سر بريده امام حسين (ع)  تو اين ايام عزيز محرم قسم مي دم  همه را به راه راست هدايت كن.

مخصوصا جووناي پاك و با ارزش كشورمون را . سر مايه هاي ملي ايران (به من حقير غلام در خونه اهل بيت (ع) هم گوشه چشمي  نگاه كن )

خدايا تو را به حق مهدي غايبت همه كساني در اين كشت وكشتارهاي دوران جنگ ايران ، فلسطين ، افغانستان،عراق وووووووووو قسمت مي دم خودت سزاشون را بده و آه مظلوم بالاخره  يه روزي دامن گيرشون مي شه . اميدوارم كه تو اين دنيا  مكافات عملشون را پس بدن واي به حال اون كسي كه مكافات عملش را تو روز قيامت پس بده.

 

خدا يا دلم تنگه چي بگم  دلم مي خواد همه حرفام را بزنم همبن كه تو پيشمي بسه دوست دارم هيچ كسي منو دوست نداشته باشد همه منو ترك كنن  ولي تو با من باشي فقط تو تويي كه مي تونم با هاش حرف بزنم رازم دردلم را از سر دل  بدون   كم وزياد بگم

 

دلم از اين همه كشت وكشتار تو دنيا  خسته شده به هر حال وقتي كه مي بينم در گوشه و كنار دنيا قتل و غارت  و تجاوز و ظلم  به مظلوم  داره از حد خودش تجاوز مي كنه و به قول بر وبچ داره كنتور ميندازه.

 

اخه يعني بايد آنقدر جرم و جنايت سر تا سر جهان را بگيرد تا امام زمان ظهور بكنه  چي مي شه همين حالا مهدي ما ظهور كنه.

اقا جون خودتي شاهدي بر همه اعمال و رفتارمون تو را به خدا بيا دلم تنگه  اخه من چي بنويسم چي بگم دلم پر درده گواه من دلمه كه داره مي لرزه .

دلم مي خواست هرچها رشنبه برم تو مسجد جمكرون بنشينم تا صبح فقط به خدا التماس كنم كه خدا يا ظهور آقا مون را نزديك كن به حق كتابت همين.

تو دعاي ندبه مي خونيم :

هَل مِن مُعين ٍ فَاُطيلَ مَعَهُ العَويلَ و البُكاءَ

آيا كسي هست كه مرا ياري تا بسي ناله فراق و فرياد و فغان طولاني از دل بر كشم

 

هَل مِن جَزُوعٍ فَاُساعِدَ  جَزَعَه  اِذا خَلا، هَل قَذِيَت عَينٌ فَساعَدَتهاعَيني عَلَي القَذي.

كسي هست كه جزع و زاري كند آيا چشمي  مي گريد تا چشم چشم من هم با او مساعدت كند و زار زار بگريد.

 

هَل اَلَيكَ يَابن َاَحمَدَ سَبيلٌ فَتُلقي .هَل يَتَصِلُ يَومُنا مِنكَ بِعِدَةٍ فَنَحظي مَتي نَرِدُ

اي پسر پيغمبر آيا به سوي تو راه  ملاقاتي هست. آيا امروز به فردايي

 

مَنا هِلَكَ الرَوِيَة َ فَنَروي مَتي نَنتَقعُ مِن عَذبِ مائِكَ فَقَد طالَ الصّدي مَتي

مي رسد كه به ديدار جمالت محفوظ شويم آيا كي شود كه بر جويبارهاي

 

نُعا ديكَ وَ نُراوِحُكَ ،فَنُقِرَّ  عَينًا مَتي تَرانا وَنَريكَ

رحمت در آييم و سيراب شويم كي شود كه از چشمه آب زلال تو ما بهره مند شويم كه عطش ما طولاني گشت كي شود كه ما با تو صبح و شام كنيم تا چشم ما به جمالت روشن شود كي شود كه تو مارا و ما تورا ببينيم

آري امروز يك جمعه ديگر هم گذشت و يك دعاي ندبه ديگر هم خوانده شد  ولي چشم پر گناه ما به جمال و كمال مهدي صاحب زمان (عج) روشن نشد. آخه مي دونيد آنقدر چشمان ما عادت به گناه كردن كرده كه ديگر ما متوجه نيستيم به هرچيزي نگاه مي كنيم ولي عاقبتش را نمي دونيم آره نمي دونيم با نگاه كردن چيزهاي زودگذر و بي فايده  از ديدن چيزهاي ماندگار و مهمتري محروم مي شوييم.

 

به نظر من بياييم يه قولي به خودمان بدهيم و اين مطلب را ملكه ذهن خود كنيم وآن اين است:

 به چشمان خود بياموزيم 

 هر چيزي ارزش ديدن ندارد

چه قدر دردناك است كه جمعه اي را سر كرديم ولي مهدي زمونمون را نديديم واي بر ما دارد"چه بلايي بر سر ما مي يايد" ما داريم به كدام سمت ميرويم به سمت نا كجا آباد...............................

احتياج داريم كمي فكر كنيم به اعمالمون به رفتارمون به طرز زندگي وووووووووووووووو آيا راهي كه انتخاب كرده ايم درست است ؟

آيا اين راه را داريم درست مي رويم ؟آيا در اين راه ما توشه اوليه را برداشتيم؟آيا ما از الگو و راهنمايي در اين راه مهم واساسي كمك گرفته و مي گيريم؟وهزاران سوال ديگردر ذهنمان مي گذرد و جوابشان را بايد به نظر شما از كجا جستجو كنيم از چه كسي كمك بگيريم به من بگوييد با تشكر فراوان از شما ياران عزيز كه دردل من حقير را گوش داديد.

  

اگه بخواهيم  تو دنيا عاقبت بخير شويم رابطه مون را با امام زمان نبايد قطع كنيم.براي اينكه خودمان را در دو جهان بيمه كنيم بايد به آقامون مولامون  عزيزمون صاحب  زمانمون بچسبيم .و هرچيزي را كه سر راهمون هست ومانع رسيدن به معشوقمان مي شود از سر راه برداريم  بايد تمام توان و تلاش و كوشش مان را براي رسيدن به اين اوج نهايي  به كار ببريم.

 

در يك كلام  از جون مايه بزاريم 

 

مهدي جان ما همه منتظر قدوم پر بركت تو هستيم  كه بياي و و قدم روي چشمان

ما بگذاري و از خاك پايت ما توتياي چشمانمان بكنيم وشايد روزي ساعتي دقيقه اي و حتي ثانيه اي چشمان پر گناهمان  به ديدار چهره دلرباي تو اي دلبر مه جبين نائل آيد...به اميد چنين روزي آقاجون.

 

من از خدا عمر زياد نمي خوام دوست دارم تو اوج جواني بميرم  هميشه اين آرزومه ولي ازت مي خوام تا اين مدتي كه زنده ام واجل بهم مهلت داده تو بياي وبراي يك بار هم شده ببينمت و تو را به جدت فاطمه زهرا (س) كه ما همه كنيزش هستيم قسمت مي دم بيا و نزار اين آرزو را به گور ببرم عشقت منو داره كور ميكنه  ديگه هيچ رمقي برام نمونده  دلم از اين دنياي چپاولگري و دروغ وريا خسته شده همه حاضرند هم ديگر را سر بدست آوردن پول و جاه ومقام بي ارزش دنيايي بكشند و خون هم را بخورند كه توكشور ما هم كم كم داره رايج و عادي ميشه.چه قدر درد آوره كه رفتار ما انسانها مثل حيوان ها شده نا سلامتي ما قدرت درك و شعور داريم و خدا اين نعمت را به ما داده و برتر از ديگر موجودات هستيم.پس بياييم يه كم فكر كنيم و به خودمون بياييم و ببينيم كجاييم و به كجا داريم مي رويم؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:25  توسط منتظر باران   |