تبليغاتX

.::لبیک یا اباصالح المهدی::. -
در این  سرزمین  لاله ها کم کم  فراموش می شوند

در این سرزمین حضور بهارانه  فراموش می شوند

آیا یادت هست  حضور سبز  یک نور را

آیا  یادت  هست روییدن لاله های سرخ را

آیا یادت هست که  در کنار لاله  یک نسیم  هست

آیا  یادت هست که لاله  چگونه رویید

آیا یادت  هست  که قطره  خون  یک حضور  بود

آیا یادت هست که لاله چگونه  خندید

آیا یادت  هست  که  گفتی لاله ها  را نباید چید

آیا  یادت هست  که گفتی لاله نباید بمیرد

آیا  یادت  هست که گفتی لاله تا ابد  زنده می ماند

آیا  یادت هست  که لاله  در مقابل  باد ایستاد

آیا یادت هست که در کنار  لاله  با من بودی

آیا  یادت هست که تو به من  قول دادی

آیا  یادت هست که در کرانه کرانه  باد بودم

آیا  یادت هست  که در کنار  جوی همیشه  تو را می دیدم

آیا  یادت  هست که با رفتنت  سکوت مهمان من شد

آیا  یادت  هست  که در کنار  آسمان  با من عهد بستی

آیا  یادت هست  که در کنار  گل رز  چشمان  من خیس بود

آیا یادت هست  که در دشت  لاله های  حاضر من همچنان غایب بودم

آیا  یادت هست که تو بر سر  آن عهدت باقی نماندی

آیا یادت هست  که با قاصدک هم صحبت بودم

آیا یادت هست که در آسمان  ستاره تو را می دیدم

آیا یادت هست که با شوق کودکانه  در پس تو می دویدم

آیا  یادت  هست که که در سجاده  تو همیشه نماز عشق می خواندم

آیا یادت هست  که مندر حضور باد دعا کردم و با تو ذکر حق را گفتم

آیا یادت هست که عاشقانه رفتی و عا شقانه  ترانه  شهادت را خوندی

آیا یادت هست در شب عملیات  یاران عاشق عارفانه دعای کمیل را خواندند

آیا یادت هست  در شب عملیات عاشقانه گریه می کردی و وصال حق را می خواندی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 16:54  توسط منتظر باران   |