|
برای دیدن تو دیدگانم را قربانی آمدن تو کرده ام
پاهایم نای دیروز را ندارد برای تو امروز را به فردای امید گره زدم هیچ می دانی که قلبها برای نگاه تو آمده اند به سرزمین عاشقان و برای نوازش دستان تو ...............حضور غیر را به باد سپرده اند ای همراه آدینه فردا مرا در جاده انتظار یادت باشد نامم را بر کوچه های انتظار............ بر قلبهای منتظر حک می کنم تا مرا به یاد آوری.............
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 16:56  توسط منتظر باران
|
انشا الله دلمامون عید به معنای بی گناهی را احساس کرده باشه و حضور سیاهی ها را پا اعمالمون پاک کرده باشیم انشا الله عید فطر دعا برای فرج یادمون نرود التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 16:16  توسط منتظر باران
|
امروز روز ۱۶ ماه رمضانه
چند روز دیگه به شبهای سرنوشت ساز ما نمونده بیاییم از همین شبهای قدر به خدا و خودمون قول بدهیم که دیگه مواظب خودمون باشیم مواظب باطنی آره یه هدی ببیندیم با دلمون و خدا....... بارالها من هیچم ولی تو می دانی که گدایم و پیوسته نام تو را بر قلب کوچکم حک کرده ام مرا دریاب همین و دیگر هیچ........
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 14:54  توسط منتظر باران
|
در یای آرام در تلاطم فردا
سکوت دیگر معنا ندارد زمین و زمان عرش و فرش پایکوب شدها ند وبرای آمدن گل نرگس لحظه شماری می کنند یوسف زهرا بدان که صبح آدینه ها ی بدون تو هم چنان بوی غریبی و غربت تو را می دهد ای ساقی فرج کی می شود که تو را بینم چشمانم را غسل داده ام و منتظر تو هستم .... تا تو را بینم اما تو می دانی که چشمانم لیاقف دیدار تو را ندارد ولی تو را به اشکهای پاک تر از آب روان این چشمانم قسم می دهم بیا و این لحظات تنهایی مرا پایان ده به امید روز با تو بودن زنده ام الهی مرا تا صبح آدینه موعود فرصت ده اللهم اجل لولیک الفرج نظر یادت نره
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 11:11  توسط منتظر باران
|
نمی دونم کی دوباره می تونم آبدیت کنم
به هر حال به امید فرج گل نرگس بر سر کوچه های انتظار می نشینم شاید باد صباد خبری از او بیاورد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:54  توسط منتظر باران
|
امروز روز نهم ماه رمضونه
واقعا همین دیروز بود اومدم تو پستم چه زود .... داره میره این روزهای سبز بهاری بارونی و تموم آرزوی من اینه که یه روزی خدا به من لیاقت طواف کعبه را بدهد به این امید نفس می کشم
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 15:31  توسط منتظر باران
|
بارون رحمت و مغفرت داره سر ما بندگان خدا می باره چرا ما در غفلت و بی خبری نشستیم باید بلند بشیم و یا علی بگیم شاید سال دیگه نباشیم پس از بهار قرآن استفاده کنیم
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 18:27  توسط منتظر باران
|
بوی ماه بهشتی می آید ....... ای عاشقان برخیزید .......... نوبتت به میگساری رسیده....... وای چه لحظه های نابی در انتظار مون هست........ راستیتش می دونید چیه خدا لیاقت داده و اسم ما ها را تو لیست عاشقان نوشته تا ما هم تو این لحظه ها باشیم.... آره ثانیه های که به افطار نزدیک می شویم ....... لحظه هایی که برای سحری خوردن بیدار می شویم........ و چه ثانیه هایی که می گذرند ......و ما در حسرت آنها در ندامت اشک می ریزیم شبهای قدر و ......چی بگم توبه کردن بندگان خدا تو این سه شب عزیز نمی دونم چی بگم فقط اینکه خدا امسال هم به من فرصت داده باید قدرش را بدونم بوی خوش رمضان ........... فضا را عطر آگین کرده و ما داریم آماده می شویم برای این ماه عزیز
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:30  توسط منتظر باران
|
|
|